
این تعطیلات که حسابی به ما خوش میگذره![]()
امیدواریم به همه شما خوش بگذرررررررررررررررره![]()
همانطور که قبلا آمار فامیلارو داده بودم حسابی رفت و آمد زیاده و منم همش عیدی میگیرم و مامانی و بابایی عیدی میدن![]()
چند روز پیش دایی حسن که خونشون دزفول بود اومده بودن اینجا البته دایی حسین و مامان بزرگ و خاله هامم اومده بودن و یه شب موندن و فردا بابایی بردشون .
شبی که موندن دایی حسین چون میخواست بره سر کار با خانوادش رفتن و بعدش ما همگی که حدودا" ساعت ۱۱ شب بود رفتیم بیرون و تا ۳۰/۱ شب تو پارک محلمون وسطی بازی کردیم و وقتی رسیدیم خونه من ننشسته خوابم برد جای شما حسابی خالی ![]()
امروزم خواهر زاده های بابایی که رفته بودن سوریه و جمعه اومدن اینجا بودن و چون بابایی سرش شلوغ بود نتونسته بود بره دیدنشون و اوناهم زودتر اومدن و قراره ما فردا بریم خونشون و اگه خدا قسمت کنه ما هم بعد اینکه داداشی به دنیا بیاد ما هم میریم سوریه ولی اینو بگما سوغاتی خبر یوخ
( شوخی کردم )
و اما یه خبر بد
چند شب پیش ساعت ۱ شب بابایی که زخم معده داشت
دوباره حالش بد شده بود به طوری که کار به بیمارستان کشید و به گفته اونا بابایی خیلی حالش بد شده بوده که وقتی بیمارستان میرسه آقا دکتره آمپول مرفین میزنه ولی فایده ای نداشته و مجبور میشه داروی سر کننده بریزه تو شربت معده و میده به بابایی تا درد معده بابایی کمی ساکت میشه وقتیم اومدن خونه ساعت ۶ صبح بود .
از همه شما میخوام واسه همه مریضا دعا کنید در کنارشم واسه بابایی من ![]()
![]()
![]()
خوب شرمنده که زیادی حرف زدم این سری عکس ندارم چون بعد سیزده آپ میکنم فقط مخصوص عکسای عید ![]()
همیشه سبز و شاد باشید .
![]()
![]()
![]()
|
فالنامه
|
|
|