تبليغاتX
ولیعهد * سینا
دوشنبه 12 فروردین1387
ایام عید
بازم سلام

این تعطیلات که حسابی به ما خوش میگذره

امیدواریم به همه شما خوش بگذرررررررررررررررره

همانطور که قبلا آمار فامیلارو داده بودم حسابی رفت و آمد زیاده  و  منم همش عیدی میگیرم و مامانی و بابایی عیدی میدن

چند روز پیش دایی حسن که خونشون دزفول بود اومده بودن اینجا  البته دایی حسین و مامان بزرگ و خاله هامم اومده بودن و یه شب موندن و فردا بابایی بردشون .

شبی که موندن دایی حسین چون میخواست بره سر کار با خانوادش رفتن و بعدش ما همگی که حدودا" ساعت ۱۱ شب بود رفتیم بیرون و تا ۳۰/۱ شب تو پارک محلمون وسطی بازی کردیم و وقتی رسیدیم خونه من ننشسته خوابم برد  جای شما حسابی خالی

امروزم خواهر زاده های بابایی که رفته بودن سوریه و جمعه اومدن اینجا بودن و چون بابایی سرش شلوغ بود نتونسته بود بره دیدنشون و اوناهم زودتر اومدن و قراره ما فردا بریم خونشون و اگه خدا قسمت کنه ما هم بعد اینکه داداشی به دنیا بیاد ما هم میریم سوریه ولی اینو بگما سوغاتی خبر یوخ   ( شوخی کردم )

و اما یه خبر بد

چند شب  پیش ساعت ۱ شب بابایی که زخم معده داشت

دوباره حالش بد شده بود  به طوری که کار به بیمارستان کشید و به گفته اونا بابایی خیلی حالش بد شده بوده که وقتی بیمارستان میرسه آقا دکتره آمپول مرفین میزنه ولی فایده ای نداشته و مجبور میشه داروی سر کننده بریزه تو شربت معده و میده به بابایی تا درد معده بابایی کمی ساکت میشه وقتیم اومدن خونه ساعت ۶ صبح بود .

از همه شما میخوام واسه همه مریضا دعا کنید در کنارشم واسه بابایی من

خوب شرمنده که زیادی حرف زدم این سری عکس ندارم چون بعد سیزده آپ میکنم فقط مخصوص عکسای عید

همیشه سبز و شاد باشید .

+ نوشته شده در 2:45 قبل از ظهر توسط مامانی.

فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












2khali
وبلاگ نیمه ادبی مهدی رنجبر