تبليغاتX
ولیعهد * سینا
دوشنبه 13 اسفند1386
دزفول
سلام

ما اومديم

امروز ظهر رسيديم آي خوش گذشت جاي همه شما خالي

و اما ما بهارو زودتر از سالهاي گذشته تجربه كرديم

راستي ما دذفول بوديم كه اشتباهي قبلا" گفته بودم اهواز هر چند تا اهوازم راهي نبود

و حالا بازم بريم سراغ عكس

 

اينجا مرقد يكي از برادراي امام رضا (ع)  ملقب به  آقا سيد سبز قبا

كه كنار رودخانه اي بود كه به كارون مي ريختش

  

اين عكس همو ن رودخونست كه سد پشت سرم اسمش با مزه بود

(علی کله ) ولي ما نفهميديم چرا اسمش اينه

 

اينجام خونه دایی حسن 

  

و اما اين كه توراه كه ميرفتيم گرفتيم

 

اينم پسر دايم افشار كه با داداشش تو مدرسه شاگرد ممتاز شدن

  

اون گل پسري كه اون آخر داره مياداشکان و خانم كوچولو هم پرنیان دختر دايي حسين

  

همه نوه های مامان بزرگ زهرا بالا از راست

افشار ـ پرستو ـ شاهين و اشكان

اون دخمل كوچيكه هم كه گفتم پرنيان و ني ني هم اسمش ماهان

  

اينم  دایی حسن كه داره تو باغ نارنج ميچينه

دست بكوبيم ما        پا بكوبيم ما    شادانيم

 

اضافه شد

در مورد سد که اسمش علی کله بود به گفته خاله سارا یه آقایی بنام علی اونجا کله پاچه میفروخته واسه همین اسمش ماندگار شده

واما اسم رودخونه که به کارون میریزه رودخونه دز هستش

خاله سارا از اطلاعاتت  ممنونم

 

                              

+ نوشته شده در 0:1 قبل از ظهر توسط مامانی.

فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












2khali
وبلاگ نیمه ادبی مهدی رنجبر